یادداشت

“روز گندم”

به قلم دکتر مهراب رجبی

پدرم روضه رضوان، به دو گندم بفروخت
من چرا، ملک جهان را به جوی، نفروشم

بیست و یکم فروردین، روز کرج و گل لاله/ آلاله. نماد زادگاهم کرج، این کلانشهر زیبا می باشد.
این روزها، در همین خصوص و در ارتباط با این مناسبت، چند یادداشت منتشر کرده و در چندین مصاحبه و میز گرد، شرکت کرده ام.
این دو بیتی از بابا طاهر، که لاله را به گویش مادی-الوندی، الاله می خواند، را چند لحظه قبل، در مصاحبه رادیویی خویش خواندم؛
الاله کوهسارانم، تویی، تو
بنفشه جو کنارانم، تویی تو
الاله کوهساران، هفته ای، بو
امید، روزگارانم، تویی، تو
راستش، مدتهاست به این می اندیشم. در سرزمین، شهر و کشوری که قیمت لوبیا به کیلویی حدود سیصد هزار تومان رسیده، نرخ انواع غلات و بنشن سر به آسمان می ساید، چرا نباید. برای مثال از گندم و نان حرفی نزد، تا آنانیکه به تماشای لاله زار و بنفشه زار می روند، نگاهی به گندمزار داشته و نگرانی و دغدغه کمتری از نان داشته باشند…!؟
” نان پاره ز من بستان، جان، پاره نخواهد شد”
از روزگاران کهن، کرج و البرز، جایگاه ” کشت دیم” بوده است.
بهترین، به صرفه ترین، مناسبترین و با کیفیت ترین نوع کشت، در ایران و جهان…
صرفه جویی و کاهش هزینه، افزایش محصول و از همه مهمتر کیفیت و مرغوبیت محصول – کشت ارگانیک- از ویژه گیها و دستاوردهای کشت دیم می باشد.
نمی دانم – واقعا نمی دانم، و چون نمی دانم، به خود اجازه نمی دهم، برخی سازمان‌ها از جمله وزارت جهاد کشاورزی یا وزارت نیرو را زیر سوال ببرم!؟-
اما حقیقتا برایم سوال است. که چه عواملی مانع از توسعه و ترویج کشت دیم در کوهپایه های البرز می شود!؟
در نزدیکی روستای زادگاهم، در جاده چالوس و در کوههای روستاهای؛ آیگان، کلها و کلوان چندین مکان وجود دارد که زمینهایش سالها – سالها، کدام است، سده هاست که از سابقه کشت دیم برخوردار بوده است.
جالب است و قابل تامل، در این اماکن که نام‌های زیبایش خواهد آمد، علاوه بر؛ گندم، جو و محصولی به نام خسیل – که بیشتر به مصرف دام و طیور می رسید، آری، علاوه بر غلات، به دلیل نوع و جنس خاک، انواع بنشن، نیز کشت می شد، لوبیا، نخود و عدس به دست آمده از این زمینهای وسیع، بی مانند بودند. به نامهای برخی از ابن “دیمزارها” توجه بفرمایید؛
کوه رود، دارگردنو، بندپی، خشکچال، موچال و اندایی چال… آندایی، ریشه در اندازه و وسعت دارد، اندایی چال، کنایه از زمین وسیع و حاصلخیز می باشد.
به دیمزار نیز اشاره کردم، برخی از جاینامها در البرز و ایران عزیز، که بهترین برهان بر این امر می باشد که جغرافیای ویژه سرزمینم ایران – بارش کم، هوای خشک- مستعد کشت دیم بوده، عبارتند از؛
دیم، دیمه، دیمان، دیم جار، دیمان جار…
در سازمان ملل که بودم، در گفتگوی کوتاهی با نماینده فائو( FAO ) متوجه شدم که اتفاقا این سازمان با هدف ترویج کشاورزی پایدار، توسعه کشاورزی و کاهش فقر غذایی و همچنین مقابله با گرسنگی، حمایت‌هایی همه جانبه از جمله کمک‌های مالی قابل قبولی را در اختیار کشورهای عضو که ایران هم عضو این سازمان که مقرش در ایتالیا می باشد، ارائه می دهد.
به هر حال فکر کردم خوب است از فرصت استفاده کرده در سالروز کرج ( بیست و یکم فروردین ) این مختصر را به عنوان مقدمه ای برای گسترش اهداف ” روز گندم” و ضرورت پرداختن بیشتر به کشت دیم، بنگارم. در انتظار دریافت نقطه نظرات تکمیلی و قابل اجرا بوده و با این بیت از مثنوی معنوی مولانا، همگان را به خدا می سپارم؛
ز خاک من، اگر گندم بر آید
از آن، گر، نان پزی، مستی فزاید
جهانشهر کرج- ۱۴۰۴/۱/۲۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا