
ایران شناسی؛
“کاشی کاشان، چینی چین”
چینیان گفتند ما نقاش تر
رومیان گفتند ما را، کر و فر.
شهر هرات – نیگن خراسان – از جمله مراکز صنعت سفال در افغانستان می باشد. هراتیان معتقدند صفالگری و کوزه گری ( اجداد صنعت سرامیک ) را هنرمندان بخارا، در زمان ساسانیان به این شهر آورده اند و بخاراییان البته خود را مدیون چینیان – در زمان رونق داد و ستد در محور جاده ابریشم – می دانند.
این گلدان قشنگ نسبتا قدیمی که در کتابخانه کوچک خانه ما در محله آیشبن شهر چالوس قرار دارد. کار دست هنرمندان سفالگر هرات می باشد. که بنده آن را سال ۱۳۸۶ از هرات خریداری کردم.
فراموش نکنیم ترکیبی تکامل یافته از این صنعت زیبا همان است که منسوب به یکی از کهنترین شهرهای ایران و جهان یعنی ” کاشان ” می باشد و آن صنعت کاشی می باشد.
فروشنده این گلدان خود را از اهالی غور افغانستان، همسایه هرات می دانست و می گفت محل اقامتش در نزدیکی منار جام – یکی از کهن ترین منارهای جهان – در شهر فیروزکوه ( چغچران سابق ) واقع در حاشیه هریرود می باشد. چغچران، به معنای مرتع و چراگاه می باشد. به لحاظ معنایی، در ایران، تا حدودی لار و لارستان – چمنزار، بوته زار، نیستان – بیانگر این مفهوم می باشد.
هریوه/ اریوه/ آریا، قرائتهای دیگری از جاینام هرات می باشد.
برخی از هراتیان معتقدند. هری رود – رود آریا – همان رود “داییتیا” مندرج در اوستا بوده که گفته شده است جناب زرتشت پیامبر در کرانه آن به دنیا آمده اند.
که البته آذربایجان، رود چیچست – محدوده تخت سلیمان – از مهمترین و به واقعیت نزدیکترین مکان تولد خجسته حضرت زرتشت می باشد.
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد، همیشه در دل ماست.
مهراب رجبی. ۵/ ۱/ ۱۴۰۴







