
زهرا قاسمی _ مسئلهی کرج، خودِ مهاجرت نیست؛ مسئله این است که شهر برای جمعیتی بسیار کمتر ساخته شد، اما خیلی سریع چند برابر شد.
بین سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ جمعیت کرج حدود ۳۶ درصد افزایش پیدا کرد. این عدد فقط یک تغییر آماری نبود؛ یعنی در مدت کوتاهی دهها هزار خانوار جدید وارد شهری شدند که ظرفیت خدماتش تقریباً همان قبلی مانده بود.
ساختمانها ساخته شدند، محلهها گسترش پیدا کردند و محدوده شهر بزرگتر شد، اما تعداد مدرسهها، درمانگاهها، خطوط اتوبوس و فضاهای عمومی متناسب با آن افزایش نیافت. نتیجه این شد که بخشی از ساکنان شهر برای ابتداییترین خدمات مجبور به جابهجایی روزانه به مناطق دیگر شدند.
به همین دلیل امروز حدود ۳۵ درصد جمعیت کرج در محلاتی زندگی میکنند که فاصلهی آنها با مرکز شهر فقط فاصله مکانی نیست؛ فاصله در کیفیت زندگی است.
در برخی از این محلات، سرانه فضای سبز تا سه برابر کمتر از مناطق مرکزی است و دسترسی به خدمات شهری نیازمند طی مسافت طولانیتری است.
حملونقل عمومی نمونهی واضح این ناهماهنگی است. شبکهای که برای شهری کوچکتر طراحی شده بود، حالا باید پاسخگوی جمعیتی بسیار بیشتر باشد؛ بنابراین ترافیک صرفاً به خاطر افزایش خودروها ایجاد نشد، بلکه بهدلیل کمبود گزینههای جابهجایی شکل گرفت. وقتی دسترسی محلی به مدرسه، درمانگاه یا محل کار وجود نداشته باشد، سفرهای روزانه اجتنابناپذیر میشوند.
در واقع مشکل از جایی شروع شد که توسعهی کالبدی جلوتر از توسعهی خدمات حرکت کرد. ابتدا جمعیت مستقر شد و بعد قرار بود خدمات برسد؛ اما در بسیاری از مناطق این فاصله هیچوقت جبران نشد.
پس محلات کمبرخوردار کرج نتیجهی «مهاجرت» نیستند؛ نتیجهی «تاخیر در تأمین زیرساخت» هستند. شهری که دیرتر از ساکنانش برنامهریزی شد.
https://eitaa.com/safironlin



