مقاومت ملّتها در برابر تجاوز؛ الگویی از تابآوری و بهرهگیری از حقوق بینالملل
به قلم زهرا قاسمی

در طول تاریخ، مقاومت مردمی در برابر تهدیدها و تجاوزها همواره یکی از مهمترین عوامل حفظ هویت، استقلال و امنیت کشورها بوده است. ملت ایران نیز نمونهای بارز از این *فرآیند مقاومت جمعی* بهشمار میآید؛ مقاومتی که ابعاد آن تنها در حوزه نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در زمینههای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی خود را نشان میدهد.
در ادبیات حقوق بینالملل، مقاومت ملّی و دفاع مشروع از حقوق طبیعی کشورها محسوب میشود. منشور سازمان ملل متحد نیز در ماده ۵۱، حق دفاع از خود را برای ملّتها و دولتها در برابر تجاوز به رسمیت میشناسد. این اصل جهانی به ملتها اجازه میدهد تا با تکیه بر توان داخلی، ظرفیتهای مردمی و همبستگی ملی، در مقابل فشارها و تهدیدهای بیرونی ایستادگی نمایند.
مقاومت مردم ایران نیز طی دهههای اخیر با اتکا بر همین اصول، تبلور یافته است. این مقاومت، نمودهایی همچون حفظ انسجام و وحدت ملی، ایستادگی اقتصادی، پیشرفت علمی و اعتماد به نیروهای بومی دارد. مردم ایران با عبور از بحرانهایی مانند جنگ و تحریم، توانستهاند سازوکارهایی برای مدیریت مشکلات و کاستن از آسیبها بهکار گیرند که مطابق با حقوق مصرح بینالمللی، دفاع از منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی حق هر ملتی است.
در عین حال، این مقاومت صرفاً بعد نظامی ندارد؛ بلکه مشارکت در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی (مانند انتخابات، مطالبه حقوق شهروندی و فعالیتهای مدنی) نیز جلوههای مقاومت مدنی و تابآوری جامعه را شکل میدهد. این نوع مقاومت محور توسعه پایدار و تقویت سرمایه اجتماعی نیز هست، چرا که موجب افزایش خودباوری، امید به آینده و کارآمدی نظام اجتماعی میشود.
از نظر ساختارهای بنیادین بینالملل نیز، جوامع میتوانند از ابزارهای دیپلماتیک، حقوقی و همکاریهای منطقهای برای تقویت مقاومت و دفاع جمعی بهره ببرند. بهرهگیری از نهادهایی مانند سازمان ملل، اتحادیهها و معاهدات منطقهای (صالح در مسائل مربوط به امنیت و صلح) به کشورها اجازه میدهد مطالبات و حقوق خود را به روشهایی قانونی، مسالمتآمیز و در چارچوب نظم بینالملل پیگیری کنند.
در نتیجه، مقاومت مردم ایران نه یک موضوع صرفاً داخلی، بلکه پدیدهای در بستر اصول و ساختارهای حقوق بینالملل است. این مقاومت بر پایه حق طبیعی هر ملتی برای دفاع از خود، حفاظت از امنیت و صیانت از هویت جمعی استوار شده و متناسب با استانداردهای حقوقی و عرف بینالمللی قابل تبیین است.



