عکس یک سایت

دیدار در مهد آرامش: زیارت والدین در طواف یادها

به قلم دکتر مهراب رجبی

بودند در این جهان به یک عهد
خفتند، در آن جهان. به یک مهد.

به دیدار پدر و مادرم شتافتم. زیارتگاهشان در آرامستان امام زاده محمد کرج هست و عزیزانم در یک مهد آرمیده اند.
خفتند به ناز، تا قیامت
بر خاست، ز راهشان، ملامت.
هر دو، دلداده طبیعت و عاشق گل و گیاه بودند. یک گلدان شمعدانی برایشان هدیه بردم. با مقداری نخود و کشمش، برای خیرات. پدرم علاوه بر سرو کاشمر، به کشمش این شهر نیز علاقه داشت و به تجربه دریافته بود که این کشمش برای عوارض ناشی از میگرن، مفید و در کاهش درد، موثر است!
با هم گفتگو کردیم‌ قدری مویه کردم و فرازهایی از آیات کتاب الهی را برایشان قرائت کردم.
بیتی دو سه، زار زار، بر خواند
اشکی دو سه، تلخ تلخ بفشاند.
در روضه گاهشان. با دو عزیز در مهد خفته، درد دل کردم، همانگونه که نظامی در وصف لیلی و مجنون سراییده است؛
آن روضه که رشک بوستان بود
حاجتگه جمله دوستان بود
هر که آمدی، از غریب و رنجور
در حال شدی، ز رنج و غم دور
زان روضه، کسی جدا نگشتی
تا حاجت او، روا نگشتی.

رحمت الهی بر تمامی اهل دنیا و راحلان آخرت، بهشت جاودانی، ارزانی پدر و مادرم باد، که یاد و نام قشنگشان بر لوح دلم جاودانه ثبت شده است.
در روزها و شبهای پر برکت، ماه مبارک رمضان و شبهای پر اجر قدر،‌ چه دعا و تمنا و سلامی بهتر از کلام الهی. بنا بر این. سلاممممم

” سلام هی حتی مطلع الفجر ”

جمعه ۲۴/۱۲/ ۱۴۰۳ – مهراب.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا